مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 24

ميزان الطب ( فارسى )

روى مىآورند و مقامات مسؤلى كه به اين دانشكده‌ها و به اين حكيمان اجازهء طبابت داده‌اند ، ديوانه و احمقند و يا بايد قبول كرد كه ما با طب سنتى خود ، معاملهء خوبى نكرده‌ايم و « يوسفى را به زر ناسره بفروخته‌ايم » . اين تنها طب سنتى ايرانى يا يونانى نيست كه در هند در كنار طب جديد گره‌گشايى مىكند ، كه جز آن طب « آيوروداى » هندى نيز به همين اندازه رونق و اعتبار و رواج دارد ، و اين تنها شبه قارهء هند و پاكستان نيست ، كه همهء آسياى شرقى است ، كه طب سنتى خود را در برابر قدوم طب جديد قربانى نكرده است ، و در اين ميانه چين با طب سوزنى خود ، حجت را بر همه تمام كرده است . حتى به كسانى كه شرط حقيقى بودن هر واقعيتى را « اروپايى بودن » آن مىدانند بايد گفت در خود مغرب زمين سابقهء مخالفت با تسلط همه جانبهء طب جديد و حفظ طب سنتى و بهره‌گيرى از تجربه‌هاى ديرينه مربوط به گياهان دارويى ، سابقه‌اى برابر تاريخ طب جديد دارد ، و كتابهايى كه در اين باره به چاپ رسيده و انجمن‌هايى كه براى حفظ و اشاعهء اين طب به وجود آمده ، چندان پرشمار است كه ذكر آنها در اين مقال و مقاله نمىگنجد . شگفتا كه ما هر كارى را از غربيان تقليد مىكنيم ، به جز كارى كه آنها خود از ما تقليد كرده باشند . اگر اين همه قرائن و بيّناتى كه دليل بر وجود رسمى و مثبت مؤثر طب سنتى در جهان امروز است هنو زهم براى بعضى از ديرباوران كافى نيست ، گوييم : بسيار خوب ، ما شما را به كشورهاى دور و نزديك همسايه و بيگانه احاله نمىدهيم ، بياييد در همين ايران زندگى غير رسمى و حيات زيرزمينى طب سنتى را ملاحظه كنيد . با همهء بىمهرى و جورى كه بر طب سنتى رفته است ، هنوز هم دكانهاى عطارى پر از مشترى است ، و كدام يك از ماست كه تاكنون بدين داروخانه‌هاى ارزان قيمت ، گذارى نداشته است ؟ هنوز هم در گوشه و كنار ، آخرين بازماندگان طبيبان سنتى ، مخفيانه و با شرمسارى ، سنت بوعلى سينا را ادامه